تبليغاتX
سینما و موسیقی

سینما و موسیقی

همه نوع مطلب و عکس در مورد سینما و موسیقی

اینم یک گفتگوی کوتاه با 2 بازیگر برتر سال2005

جرج کلونی :ایفاگر نقش ((باب برنز))در سیریانا

سن:44سا ل. متولد : لکسینگتن . کنتاکی.

نخستین باری که جلوی دور بین رفتید در چه فیلم یا مجموعه  ای بود؟

در یک مجموعه تلویزیونی با عنوان ((خیابان هاک)) جلوی دوربین رفتم . این مجموعه شبیه ((سوارکار سلحشور)) بود. نقش یک شیطان صفت را داشتم. سال 1984 بود می توانید در آن سالها تصور کنید که چه نوع مدل مویی داشتم.

چطور توانستید مرحله آماده سازی برای ایفای نقش شخصیتی را بگذ رانید که متاثر از ما مور سابق سیا رابرت بایر بود؟

رابرت در ایتالیا به ملا قاتم آمد و هفته ای را در آنجا با هم سپری کردیم. جذاب بود.او ابدا نمی خواست اعتراف به قتل آدمها بکند. قطعیت هم در این باره وجود ندارد. من شگفت زده نمی شدم اگر اعتراف هم نمی کرد.

زمانی که ایفاگر چنین شخصیتی شدید به کشف و شهودی هم رسیدید؟

این فیلم دقیقا کنکاشی به مشکلات سیاسی  مخصوصا رابطه تلخ و شیرین آمریکا و عربستان صعودی است. مهم ترین دغدغه رابرت هم این مسا له هست.عربستان صعودی نزدیک ترین دوست آمریکاست و در عین حال با تروریست ها هم حشر و نشر دارد.

سخت ترین صحنه ای را نام ببرید که در این فیلم ایفا کردید؟

در صحنه ای آسیب جدی دیدم .روی میزی پرتاب می شوم .نباید دفاعی بکنم و میز شکسته می شود.زمانی که صحنه تمام شد  مستقیما سوار هوا پیما شدم و به بیمارستان رفتم.

اگر بازیگر نمی شدید چه شغلی را انتخاب می کردید؟

وکیل نمی شد م حتی اگردر امتحا نات پزشکی مردود می شد م.

 

 

 

 

ریچل وایس:ایفاگر نقش تسا در ((باغبان وفادار))

سن:34 سا ل . متولد : لندن. ا نگلستان.

در عرصه با زیگری چه الگو هایی دارید؟

جینا رولندز. کاترین هپبرن. جک نیکلسن .شرلی مک لین. اینگرید برگمن.

نقش تسا را تو ضیح دهید.

((تسا یک فعال اجتماع است که با یک دیپلمات بریتانیایی ما مور در آفریقا از دواج می کند.(( تسا )) پی به فسار بسیار زیادی در دولت ها و کمپا نی های تو لید دارو می برد که مردم آفریقا را طعمه خود کرده اند.

چرا این نقش را پذیرفتید؟

با دل و جان این نقش را می خواستم. بهترین نقشی بود که در فیلمنامه ای د یده بود م چرا که ((تسا)) شخصیتی بسیار پر شور ایده آلیست و دارای نقاط ضعف است.

آیا برای بهتر ایفا کردن این نقش تحقیقاتی هم انجام داد ید؟

با کارمندان بیمارستان ها و فعالان اجتماعی در بریتا نیا ملا قات کردم. این ملاقات ها بسیار مفید بود. اما مدت زمانی را با زنی رنگین پوست و کنیایی به نام ((پاتریشیا))سپری کردم .او یک فعال اجتماع بود وبه شخصیت ((تسا)) شباهت داشت. او برای سازمانی کار نمی کرد یک شلحشور تنها بود.

اگر قرار با شد در فیلمی کلا سیک ایفای نقش کنید نام این فیلم ها را بر شما رید؟

احتمالا در ((کازابلانکا)) و ((همه چیز در باره ایو)) ایفای نقش خواهم کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 16:37  توسط بهاره  | 

اینم یک کاغذ دیواری قشنگ از اینگرید برگمن:

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 18:41  توسط بهاره  | 

این مطلب از هفته نامه سینما شماره 719 مورخ 12 /11/1384 به قلم آقای رحمانی :

سینما چیه؟

1_از خودت می پرسی :سینما چیه؟ و جواب می دهی سینما یعنی زندگی یعنی امید به فردای بهتر یعنی رویای شیرین ودلچسب که ذره ذره روحت را می ساید و می آزارد.ولی باز دست از تصویر و صدا برنمی داری و هر چه هست دوست داشتنی است و رفیق یار و قال این زمانه است!!

 

2_روزگاری در رویا می پنداشتی در حضور بزرگانی در یک ردیف صندلی به تماشای فیلمی نشسته ای وآنها نیز در کنارت به پرده زل زده اند در حقیقت 10 روز با فعت خواستن در هیجانی از خشم و هیاهو و در هاله ای از دود وگنکی چشم را برپرده سفید نه بلکه خاکستری می دوزی و رقص نورها را در فضای تاریک و روشن سالن ها به نظاره می نشینی و تا توان داری فیلم می بینی سانس به سانس روز به روز.....

3_به تماشای فیلم می نشینی وشبها علیرغم خستگی مفرط روزانه تصویر های در ذهن ما نده در خواب نیز مقابلت راه می روند!!

4_خبر های متنوع در باره جشنواره را می بینی می خوانی و می شنوی. فروش کارت های جشنواره مخصوصا سینما آفریقا داغ داغ است. چرا که همه دوست دارند بازیگران کارگردانان و عوامل اصلی فیلم ها را از نزدیک ببینند. وچنین است که در طول یک سال این همه آدم را یکجا و یک کاسه نمیبینی بنابر این نمی خواهی فرصت ها را از دست بدهی.بسیارند افرادی که با پول های پدر و مادرشان حتی بعضی فیلم ها را تا گرانتر هم پیاده می شوند. در می مانی که آنها به چه انگیزه ای این همه سختی را متحمل می شوند. باید از آنها پرسید و حتما پرسید عجیب است!

5_در این آشفته بازار عجیب تر آنکه بلیت های شماره داررمز دار را با پرینت رنگی تقلب کرده اند واما جابه جایی و تغییر مکرر فیلم ها دیگر باب جشنواره فیلم فجر شده است. دیگرقبول کرده ایم که این معضل حل شدنی نیست و بالاخره آیا معتوم شد سینما چیه؟....

6_مطبوعات و رسانه ها درباره فیلم ها حرف های داغی دارند و صد البته تمایل آنان این است که بیشتر درباره حواشی حرف بزنند تا در مورد خود فیلم ها!مگر نه این که حاشیه پردازی لطف زیادتری دارد و ارزش چک وچانه بیشتر.

7_اما با فرو نشستن تب و تاب فیلم ها آنها را به سخره می گیرند. دربا ره فیلمی حرف شایسته می زنند ودر باره فیلم دیگر گارد مخالف می گیرند! چه کنند مگر نه اینکه نگارند گان هم باید وارد بازی شوند و مهره ای با شند و حرکتی را انجام دهند تا در این بازی آنها نیز نقشی ایفا کرده باشند.

8_فضا سنگینی می کند می زنی به خیا بان. هوا بارانی است. با نفس هایی عمیق لذت را به ریه هایت ارزانی می داری سری به سینما فلسطین میزنی با کارت مخصوص وارد سالن می شوی فیلم شروع می شود. نمی توانی تا آخر فیلم را تحمل کنی اما به خاطر خودت و عوامل سازنده تا آخر فیلم را می بینی و از خودت می پرسی جرا به این شکل وحشت زا فیلم در آستین ذخیره می کنی؟ پس کی این عطش سیری ناپذیر فروکش می کند؟ چرا علی رغم فیلم های ضعیفی که به نمایش در می آید در سالن به تماشا می نشینی؟....

9_باز دوست داری فیلم جدید ببینی . اما جواب همه سوال ها یت را داری سینما چیه؟جواب می دهی :سینما یعنی رنگ زندگی و رویای دست نیا فتنی که مثل خوره تمام هستی ات را می خورد و تو هنوز راضی نیستی! راضی نمی شوی!باز هم فیلم باز هم صف

و.................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 12:42  توسط بهاره  | 

تصویری از فیلم KING KONG

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 19:16  توسط بهاره  | 

سلام به همگی 

اولین مطلب وبلاگم در مورد جشنواره فجره:

برگزيدگان بخش مسابقه سينمای ايران معرفی شدند

« به نام پدر » ساخته ابراهيم حاتمی کيا با کسب پنج سيمرغ بلورين فيلم برتر جشنواره لقب گرفت. ليست کامل برگزيدگان به شرح زير می باشد:

بهترين فيلم:  « به نام پدر » به تهيه کنندگی ابراهيم حاتمی کيا

بهترين كارگرداني : اصغر فرهادي براي فيلم « چهارشنبه سوري »

ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه: «  به آهستگي » نوشته پرويز شهبازي

ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه :  « بنام پدر » نوشته ابراهيم حاتمي كيا

ديپلم افتخار بهترين فيلمنامه اقتباسي :  « شاهزاده ايرانی » نوشته محمد نوری زاده

بهترين بازيگر نقش اول زن: هديه تهراني براي بازي در فيلم « چهارشنبه سوري »

بهترين بازيگر نقش اول مرد: پرويز پرستويي براي بازي در فيلم « بنام پدر  »

بهترين بازيگر نقش مكمل زن: مهتاب نصير پور براي بازي در فيلم « بنام پدر »

با تقدير از:  ترانه عليدوستي براي بازي در فيلم « چهارشنبه سوري »

بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: حميد لولايي براي بازي در فيلم « چند مي گيري گريه كني  »

بهترين مدير فيلمبرداري: محمد داوودي براي فيلم « زمستان است »

بهترين تدوين: هايده صفي ياري براي فيلم « چهارشنبه سوري  »

بهترين موسيقي متن فيلم: محمد رضا درويشي براي فيلم « شهر آشوب  »

بهترين چهره پردازي: مهرداد مير كياني براي فيلم « بنام پدر  »

بهترين صدابرداري: يدالله نجفي و ناصر شکوهی نيا براي فيلم « زمستان است »

بهترين صداگذاري: محمد رضا دلپاك براي فيلم « زمان مي ايستد »

بهترين طراحي صحنه و لباس: ايرج رامين فر براي فيلم « شاهزاده ايراني  »

بهترین جلوه هاي ويژه: محسن روزبهاني براي فيلم « شهرآشوب »

بهترين فيلم هنر و تجربه: « سفر به هيدالو » ساخته مجتبي راعي

بهترين فيلم كوتاه داستاني: « با او » ساخته نقي نعمتي

بهترین فيلم اول: « عصر جمعه » ساخته مونا زندي حقيقي

بهترین فيلم دوم: « شاهزاده ايراني » ساخته محمد نوري زاد

بهترین کارگردانی فیلم مستند: « اینانا » به کارگردانی سودابه مجاوری

دیپلم افتخار کارگردانی فیلم مستند: « دگردیسی » ساخته سیدحسین صافی

بهترین پژوهش فیلم مستند: امید بنکدار و کیوان علی محمدی برای فيلم « MDMA »

دیپلم افتخار پژوهش فیلم مستند: وحید چاووش برای « خاطرات ابری ».

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 15:45  توسط بهاره  |