تئاتر دیگر چیست؟.
تئاتر؟...تئاتر دیگر چیست؟... این هنر همیشه مزاحم که خواب ها را آشفته می کند و آرامش را از همگان می گیرد.
_پس برای چه آن را می خواهیم؟...
این هنر شرآفرین را؟
-باید از خود دورش کنیم تا خواب ها را آشفته نسازد و درد سری هم پیش نیاید.
-پس ناچاریم که ابتدا آنرا بشناسیم تا بتوانیم از شرش آسوده شویم.
- اما چگونه؟... باید دانست که در وهله اول تئاتر یک کلمه است که معانی و مفاهیم بسیار گسترده ای را در بر دارد.
- پس شناخت آن هم چندان ساده نیست.
-بله ....چون موضوع آن انسان است.. همان "انسان"ی که در دوره های مختلف زندگی بشر – با تکیه بر اندیشه های گوناگون –تعریف بسیار پیچیده و متنوعی پیدا کرده است .
- این تعاریف مختلف را چه کسی کرده است؟
- خود انسان ..."انسان"ی متفکر و درد سر ساز.
-پرسشی که مطرح می شود این است که رابطه این دو(انسان و تئاتر) چیست؟
-تئاتر در حقیقیت تجلی گاه ظهور انسان است که روی صحنه انجام می پذیرد و این انسان هرگز ظهور نخواهد کرد_روی صحنه_مگر این که از بطن اندیشه نمایشنامه نویس زاده شده با شد و کارگردان او را به مدد خلاقیت خوئ پرورش دهد و بازیگر با هنر خود نشان اش دهد.
-پس تئاتر جایگاه ظهور انسان است .
- چنین است ... تا تعریفی از انسان نباشد هیچ شخصیتی را هم نمیتوان روی صحنه متجلی ساخت . به زبانی ساده تر تئاتردر حقیقت تعریف انسان است .

-وهنرمند تئاتر کیست؟
- کسی که انسان را بشناسد و بتواند با پشتوانه تفکر خود او را تعریف کند. سپس شخصیت تعریف شده روی صحنه آن انسان را نمایش می دهد .آنگاه کسانی که از خواب و رخوت بیزارند به تماشای آنان می نشینند و خود را می نگرند پس از آن خود به تعریفی تازه تر دست می یا بند.
-پس آیا می توان گفت که تئا تر زاد گاه انسا ن تازه و هوشمند است ؟
-مگر جز این است؟... باید دانست که بقای زندگی انسان ها درگرو این زایش است . ولی صد افسوس که بسیاری از این اشخاص زاده شده ناقص الخلقه اند و هیچ خاصیتی ندارند . چرا که تعریفی ندارند . یعنی از سوی نگارنده برای آنها تعریفی از سر فرزانگی نشده است . و هزار افسوس که اینا ن همواره مورد لطف و مرحمت فرار می گیرند و عزیز شمرده می شوند . و صحنه را زاد گاه مو جودات کوچکی می سازند که تولدشان با مرگشان همراه است .
- پس تئا تر به معنی تعریف انسان است که روی صحنه شکل می گیرد . اما این تعریف هنگامی میسر است کهانسان و فضیلت هایاو را شناخته باشیم .زیرا هر دو با هم پیوسته اند .
- شاید بتوان گفت تئا تر همان انسان است که با شخصیت های مختلفی شکل می گیرد . البته باید دانست که تئا تر عقب مانده با شخصیت های عقب مانده شکل می گیرد و تئا تر حقیقی با شخصیت های زنده و تعریف شده . اکنون باز گردیم به پرسش اول و قضاوتی که کرده ایم یعنی" باید از خود دورش کنیم ."آیا می توان آن را نفی کرد؟
- پس انسان چه می شود ....
- نفی تئا تر و عزیز شمردن صحنه هایی که زاد گاه موجودات ریز است یعنی نفی همان انسان انسانی که زنده است . انسانی با سجایای اخلاقی و فضایل انسانی خود فردا را می سازد.